Navigation


RSS



۱۳٩٠/۱٠/٢٧ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ, النا,

دختر گلم دیروز 4 ماهگیت رو بستی و کلی بزرگ شری نازنینم

تو این ماه لثه هات سفید شدند و تا چند وقت دیگه 2 تا دندون خوشگل از لثه ی پایینیت بیرون می زنه

وای از دست جیغ کشیدنات وااااااااااااااااااااااااااای آدم سردرد می گیره دخترم

اول 3 ماهگیت بود که شروع کردی بلند بلند خندیدن و قهقهه زدن

البته فقط وقتی مامان بزرگ پورانت باهات بازی میکرد

می تونی وقتی دراز کشیدی یه نیم دور غل بخوری

دوست نداری دراز بکشی و همین می زارمت با تمام قدرتت می خوای بلند شی و بنشینی

 


 

 

آدم ها رو خیلی خوب از هم تشخیص می دیتشویق

اصلا طاقت نداری کسی بهت بی محلی کنه و سریع گریه می افتیقهر

کلمه ماما رو تو گریه هات خیلی خوب می گیقلب ولی فکر کنم هنوز این کلمه رو خوب درک نکردی

با عروسکات بازی میکنی. گازشون می زنی و پرتشون می کنی یه طرف دیگهبغل

تلوزیون دوست داری و کارتون هم نگاه می کنیهیپنوتیزم

موقع غذا خوردن انقدر با حسرت به غذاها نگاه می کنی و قصد حمله به غذا ها رو داریخوشمزه که آخر دلم آتیش می گیره و با اینکه هنوز خیلی نونو هستی یه کم مزش رو تو دهنت میذارم و تو هم کلی استقبال می کنی.

و می رسیم به جای غم انگیز داستان....

دیروز که 4 ماهت رو بستی صبح با مامان بزرگ پورانت رفتیم واکسنت رو زدیم

روی پای اولت که زد گریه نکردی و رو پای بعدیت جیغ زدی و گریه کردی ناراحت

و از همه بد تر مامانی پوران و بابایی داوود رفتن ایران و ما برای اولین بار فرسنگها از هم فاصله داریم و من دیشب تا صبح نتونستو بخوابمگریه

البته بر می گردن ولی یکم طول می کشه

خلاصه 4 ماهگیت رو با همه قشنگیهاش و سختیهاش بستی و 1 ماااااااااااااااااااااااااااه بزرگ تر شدی گلمهورا

 

 



منوي اصلي


آخرين مطالب


آرشيو موضوعي


دوستان


آرشيو مطالب


لينک هاي مفيد


ساير صفحات


آمار سايت


امکانات جانبي