Navigation


RSS



۱۳٩٠/۱۱/۱٦ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ, النا,

دختر گلم وقتی با باباییت ازدواج کردم تو توو دل من بودی و خیلی کوچولو بودی

امسال سالگرد ازدواجمون تو توو بغلمون بودی هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ظهر رفتیم ماهی خوردیم خیلی خوب بودخوشمزه

شب رفتیم رستوران ایرانی و چه ضد حالی خوردیم

بعد از 50 دقیقه انتظار دو پرس کوبیده آوردن که برنج خورد شدش زیر دندونام صدا می داد

وای دخترم آبروم پیش باباییت رفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتناراحت

انقدر کلاس خوراک های ایرانی رو واسش میذاشتماز خود راضی

خیلی بد شدگریه

جای قشنگ داستان هدیشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــفرشته

مامانی عاشق کامپوتر و نوت بوکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با اینکه 2 تا نوت بوک داشتم واسه کریستمس یکی دیگه هم برام گرفت و گفت واسه سالگرد ازدواجمون دیگه واست چیزی نمی گیرم و من هم قبول کردمهورا

واسه کریستمس هم هدیه داد بهم نصف موبایلم رو باباییت گرفت واسم

وای دخترم من عاشق کادو گرفتنمعینک

ولی از کادو دادن اصلا خوشم نمیاد و هیچ هدیه ای واسه بابات نگرفتماز خود راضی

ااااااااااااااااااااااااااااااااا چرا روز تولدش امسال واسش یه کیف پول چرم مارک CK خریدمنیشخند

راستی یه دسته گل خوشگل هم واسم گرفت قلب

به به چه بابایی جیگری داری دخترمتشویق

اینم چند تا عکس

 

 

 

 

 


منوي اصلي


آخرين مطالب


آرشيو موضوعي


دوستان


آرشيو مطالب


لينک هاي مفيد


ساير صفحات


آمار سايت


امکانات جانبي